|
ミ★ミبــــــازی روزگــــارミ★ミ | ||
|
از وقتی یادم میاد بزرگ بودم ولی چرا؟...
سایه ام افتاد روی پشت بام کودکی
بسته ام از هر طرف در آسمان کوچه ها
می برد در انزوا، حال و جهان پیش رو
باور رفتن ندارد از مسیر سرنوشت
کوهی ازآهم ولی تلقین شادی می دهد
حرف من یک کلمه و پیچیده اش یک جمله است
بـا جوانی ،( این بهار زندگی) تا کرده ام
[ پنجشنبه 24 تیر 1395 ] [ 13:38 ] [ rozemeshki ]
|
||
| [ : بازی روزگار ] [ ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید