|
ミ★ミبــــــازی روزگــــارミ★ミ | ||
|
بی ﺟﻬﺖ ﺑﻪ کسی ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ✘✘ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ"✘✘
ﺑــﺮﺍی ﺷﻤﺎ ﺗﺮکیبی ﺍﺯ ﺩﻭ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﺳﺖ!
ﺍﻣﺎ ﺑــﺮﺍی ﺍﻭ ﺧﺮﻭﺍﺭی ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﺸﻮﺩ
ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺑــﺎ ﺁﻥ میﺳﺎﺯﺩ ✘
ﺑــﺮﺍی ﺷﻤﺎ تکیه ﻛﻼﻡ ﺍﺳﺖ!
ﺍﻣﺎ ﺑـﺮﺍی ﺍﻭ ﺣﺮﻓﻬﺎیی ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ
ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ می ﺑــﺎﺯﺩ ✘
ﺑــﺮﺍی ﺷﻤﺎ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ...
ﺑـﺮﺍی ﺍﻭ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎی ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺍﺳﺖ ✘
ﺑﺮﺍی ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯی ﺑﺎ 9 ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ!
ﺍﻣـــــــﺎ ✘✘✘✘
ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﺑـــﺎﺯی ﺑــﺎ ﺭﻭﺡ ﻳــﻚ ﺍﻧـﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ.... [ پنجشنبه 29 بهمن 1394 ] [ 23:29 ] [ rozemeshki ]
پنهان کردن اشک پشت لبخند خیلی سخته !!! اینکه بغض داشته باشی و این که خودت را در هجوم تنهایی سرپا نگه داری و دائم به خودت بگی قوی باش ولی می دونی که قوی نیستی و دلت اونقدر گرفته و تو سینه سنگینی می کنه که احساس خفگی بهت دست میده اونجاست که میخواهی با تمام وجودت فریاد بزنی فریاد...!!!
سکوت ،وسکوت ،وسکوت... این روزها ... تلخم،تلخ مینویسم،تلخ فکر میکنم... این روزها... دست برداشته ام ازتوجه بی وقفه ،به حضور آدم ها
ازنیت وجودهایی که ماندگاری ندارند.. این روزها.. تلختراز همیشه...ازهمه ی آدم ها بریده ام!!!
[ چهارشنبه 28 بهمن 1394 ] [ 00:14 ] [ rozemeshki ]
گفته بـودم بی تـو می میرم ، ولی این بار نه
[ جمعه 16 بهمن 1394 ] [ 23:03 ] [ rozemeshki ]
انـسانـها:همیشه بـت می سازند !
[ پنجشنبه 08 بهمن 1394 ] [ 02:02 ] [ rozemeshki ]
[ چهارشنبه 07 بهمن 1394 ] [ 01:58 ] [ rozemeshki ]
تــو زن بمان! مردی که از تو زاده شده و تو به زندگیش ارزش داده ای.. تــو زن بمان! پدری که تو برایش جان میدهی تــو زن بمان! حقی که از تو ساقط شد.
تمام وجود و احساسات تو، به او داده شده است... تــو زن بمان! فرزندی که تو در وجود خود پرورانده ای و تو او را زاده ای... تــو زن بمان... زن بـودن یـک هنـر است لیـاقت میخواهد
[ دوشنبه 21 دی 1394 ] [ 01:24 ] [ rozemeshki ]
لحظه هـا تـنـها پـرنـدگان مهاجــری هستند کــه
هــرگــز بــه لانــه بــرنمیگردنــد
من گریــزانــم از ایـن شکل حیــات وازیــن غربت تـلخ
کـه بــه اجبـــار بـه پــایـم بستند
می گریــــــزم از عشق
وتـو ای نـازترین خاطره ها،همه جا در پی تـو می گردم
[ جمعه 11 دی 1394 ] [ 21:26 ] [ rozemeshki ]
تمام غصه ها
[ جمعه 04 دی 1394 ] [ 01:51 ] [ rozemeshki ]
هفته هــا خــالی از لحظه های تــو روزهـای بـارانی ، جای هیچ کس خـالی نیست جـزخـودت غـروب هـایی که بی جهت،دلـم می گیرد حرف هایی که هـرگز بـه هم نگفته ایم شعرهـایی پراز واژه هـای غمگین نگاه های غـریبه،نگاه هایی که دیگر مال من نیست تــنـهایی ... بی آغــوشی ... امیدهــای واهی... شب هــای طولانــی ... تمام این ها به من می گوید که تو چیزی جز یک خواب... یـک رویا ،یـک خیال نبـودی ! هنوز گرمم می کند یک صدای آشنا که با عشق صدایم می کند خواب من پــر از مهربانی ست ... پـر از نوازش و حرف های خوب دیوانه نیستم... زیباست لحظه های خوشِ دوست داشتن کسی که حـتی نـیـست و یـک خـیـالـه
[ جمعه 20 آذر 1394 ] [ 02:13 ] [ rozemeshki ]
آن هنگام که دوست داری،دلی را مالک شوی رهایش کن
پــرنده در قفس ،زیبا نمی خواند
گر چه برایت تمام لحظات را نـغمه خوانی کند
بــگذار بــرود ...
تمام افق ها را بگردد و آواز سردهد
صبور بــاش و رهـایش کن
گفته اند:اگر از آن تو باشد ،باز برمی گردد
واگر نباشد،یادت باشد
« قفس آفریننده ی عشق نیست»
[ یکشنبه 24 آبان 1394 ] [ 22:39 ] [ rozemeshki ]
|
||
| [ : بازی روزگار ] [ ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید