|
ミ★ミبــــــازی روزگــــارミ★ミ | ||
|
پیش از آنکه درباره ی زندگی من
گذشته و شخصیت من قضاوت کنی...
خودت را جای من بگذار!
از مسیری که من گذشته ام عبور کن...
با غصه ها،تردیدها،ترسها،دردها و خنده هایم
زندگی کن ...
یادت باشد!!!
هر کسی سر گذشتی دارد.
هرگاه بجای من زندگی کردی،آنگاه می توانی
درباره ی من قضاوت کنی.
میگن سختی ها،نمک زندگی اند
امــــــا
هیچ کس نفهمید،خاطراتم زخمی اند
ونمک،فقط دردم رابیشتر می کند
مترسک:من مغز ندارم، تو سرم پر از پوشاله!!!
دوروتی:اگه مغز نداری،پس چجوری حرف میزنی؟
مترسک: نمیدونم...
ولی خیلی از آدمها هم هستن که بدون مغز
یه عالمه حرف میزنن...!!
خــــدایا!
یا نوری بیفکن،یا توری
این ماهی کوچکت از تاریکی اقیانوس می ترسد!
ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاورید
شاید خدا دارد:
آرزوی کودک دست فروش را برآورده می کند
کاش آنقدر که آدمها دلم را شکستند
یک بــــــــــار
خلوتم را می شکستند
زن ظـریـفه،نـــــه ضعیـفه
ضعیف اون مَردیه که،یک ساعت نمیتونه
جلوی چشم و دلش رو نگه داره!
کـــــاش هر گز آرزو نمیکردم
کفش های مادرم اندازه ام شوند!
[ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 ] [ 11:39 ] [ rozemeshki ]
|
||
| [ : بازی روزگار ] [ ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید