ミ★ミبــــــازی روزگــــارミ★ミ

 

خسته نبــاشی سرنـــوشت!!!

روزهــا پس از دیــگری به پـایـان می رسند

و در پــی روزهــا عمــر من ...

می بــیــنــی؟!

دست در دستان تــو تمام راه را بیـراهه رفتم

شنیدم کــسی می گــفــت:

چشمانت را ببـند!اعتـمـاد کن ...

ولـــــی افـســـوس ...

 بــه قیمت تــمــام روزهای رفته

چشمهایم را بستم،اعتمـاد کـــردم!

بــهــای سنگینی داشت اعــتماد!!!

هنوز درگـیــر زخـمـهـایـت هستم.


[ جمعه 29 خرداد 1394 ] [ 17:43 ] [ rozemeshki ]

درباره وبلاگ

افسوس که زنـدگی رویـایی بیش نـبـود .

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید