ミ★ミبــــــازی روزگــــارミ★ミ

 

من پــیـــاده و تــــو سوار

 در مسیری پـــر از سنگ و کلوخ...

 تو فاتحانه بر اسب چموشت دوردست ها را دیدی

 و مـــــنــــــ ...

 تــــسلیــم جــــبــــر زمــانـــه

تنها نگاهم بر پاشنه ترک خورده و زخمی دو پای خسته ام بود.

کاش من هم لحظه ای لذت تکیه زدن بر این زین خوشبختی را داشتم

چــه بســـا من نیز دنیا را چون تـــو می دیدم .

 

ایــن است تــفـاوت نــگاه دو چشم بــر زنـــدگی


[ پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1394 ] [ 14:12 ] [ rozemeshki ]

درباره وبلاگ

افسوس که زنـدگی رویـایی بیش نـبـود .

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید