|
ミ★ミبــــــازی روزگــــارミ★ミ | ||
|
در روزگار غریبے که ωـزاے خوب بودن,خنجر از پشت خوردن ا ωـت.....
بزن تا که احـωـا ωـات گرانم را به بهایے ارزون نفروشم دیگر...
همین خنجرهاے به زهر آغشته ے توωـت....
خوب نیـωـت و گاهے باید بد بود , بد...
تا که دردش بیدارم کند ازخوابے که در آن همه را خوب میبینم
[ جمعه 18 مهر 1393 ] [ 19:03 ] [ rozemeshki ]
|
||
| [ : بازی روزگار ] [ ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید